der Rattenfänger

Aussprache: /ˈʁatn̩ˌfɛŋɐ/
Worttrennung: Rat·ten·fän·ger
اسم

موش‌گیر (شخصیت افسانه‌ای)، فریبنده (کسی که با سخنوری مردم را فریب می‌دهد)

Bedeutungen

1

شخصی که طبق افسانه شهر هاملن با نواختن نیلوفری، موش‌ها را از شهر بیرون کشید و سپس کودکان را نیز با خود برد.

  • Die Geschichte vom Rattenfänger von Hameln ist weltbekannt.داستان موش‌گیر هاملن شهرت جهانی دارد.
  • Der Rattenfänger lockte die Tiere mit seiner Musik an.موش‌گیر حیوانات را با موسیقی خود وسوسه کرد.
  • Im Märchen spielt der Rattenfänger eine zentrale Rolle.در افسانه، موش‌گیر نقش مرکزی ایفا می‌کند.
2

شخصی که با سخنوری و وعده‌های فریبنده، مردم را به سمت خود می‌کشاند یا گمراه می‌کند.

  • Manche Politiker sind wie ein Rattenfänger, sie versprechen viel, aber halten wenig.برخی سیاستمداران مانند موش‌گیر هستند، زیاد وعده می‌دهند اما کم عمل می‌کنند.
  • Er hat die Menschen mit seinen Worten als ein wahrer Rattenfänger überzeugt.او مردم را با سخنانش مانند یک موش‌گیر واقعی متقاعد کرد.
  • Sei vorsichtig bei Versprechungen, die zu gut klingen, es könnte ein Rattenfänger dahinterstecken.مراقب وعده‌هایی باش که بیش از حد خوب به نظر می‌رسند، ممکن است یک فریبنده در پس آن باشد.