der Rattenkönig

Aussprache: /ˈʁatn̩ˌkøːnɪç/
Worttrennung: Rat·ten·kö·nig
اسم

پادشاه موش‌ها (گره خوردن دم موش‌ها به یکدیگر در افسانه‌ها)

Bedeutungen

1

پدیده‌ای افسانه‌ای یا واقعی که در آن دم چندین موش به هم گره خورده و باعث می‌شود نتوانند جدا شوند. در باور عامه، این پدیده نشانه بدشانسی یا شیوع بیماری تلقی می‌شد.

  • Einige alte Sagen berichten von einem Rattenkönig, der Unheil über eine Stadt brachte.برخی افسانه‌های قدیمی از پادشاه موش‌ها (Rattenkönig) سخن می‌گویند که بدبختی را برای یک شهر به ارمغان آورد.
  • Der Begriff Rattenkönig wird manchmal auch metaphorisch für eine Gruppe von Personen verwendet, die unentwirrbar miteinander verbunden sind.اصطلاح پادشاه موش‌ها (Rattenkönig) گاهی به صورت استعاری برای گروهی از افراد که به شکلی غیرقابل گره‌گشایی به هم مرتبط هستند، به کار می‌رود.
  • In einem Museum wurde ein Exemplar eines Rattenkönigs ausgestellt.در یک موزه، نمونه‌ای از پادشاه موش‌ها (Rattenkönig) به نمایش گذاشته شده بود.