der Rattenschwanz

Aussprache: /ˈratn̩ˌʃvants/
Worttrennung: Rat·ten·schwanz
اسم

دم موش؛ (مجازی) دنباله طولانی و ناخوشایند (معمولاً از مشکلات یا عواقب)

Bedeutungen

1

دم بلند و باریک موش.

  • Die Katze spielte mit dem Rattenschwanz der Maus.گربه با دم موش بازی می‌کرد.
  • Der Rattenschwanz ist dünn und unbehaart.دم موش باریک و بدون مو است.
  • Manche Leute ekeln sich vor einem Rattenschwanz.برخی افراد از دم موش حالشان به هم می‌خورد.
2

به صورت مجازی، به دنباله‌ای طولانی، ناخوشایند و اغلب غیرقابل اجتناب از مشکلات، عواقب یا کارهایی اشاره دارد که از یک رویداد یا تصمیم اولیه ناشی می‌شود.

  • Die Entscheidung des Chefs hatte einen langen Rattenschwanz von Problemen zur Folge.تصمیم رئیس به دنباله طولانی از مشکلات منجر شد.
  • Dieser kleine Fehler zog einen ganzen Rattenschwanz an Schwierigkeiten nach sich.این اشتباه کوچک، دنباله‌ای از مشکلات را به همراه داشت.
  • Der Rattenschwanz der Bürokratie macht alles komplizierter.پیچیدگی‌های بوروکراسی، همه چیز را سخت‌تر می‌کند.