der Raufhandel
نزاع، درگیری فیزیکی، زد و خورد
Bedeutungen
1
یک درگیری یا نزاع فیزیکی بین دو یا چند نفر؛ مشاجره همراه با ضرب و جرح.
- Die Polizei musste einen Raufhandel vor der Bar schlichten.پلیس مجبور شد یک درگیری جلوی بار را خاتمه دهد.
- Ein kleiner Streit eskalierte schnell zu einem Raufhandel.یک مشاجره کوچک به سرعت به یک زد و خورد تبدیل شد.
- Nach dem Raufhandel wurden beide Männer festgenommen.پس از درگیری، هر دو مرد دستگیر شدند.