der Rauswurf

Aussprache: /ˈʁaʊ̯sˌvʊʁf/
Worttrennung: Raus·wurf
اسم

اخراج، بیرون انداختن

Bedeutungen

1

عمل بیرون انداختن یا اخراج کردن کسی یا چیزی از یک مکان، سازمان یا موقعیت؛ طرد شدن (بیشتر در زبان محاوره).

  • Er bekam einen Rauswurf aus der Wohnung, weil er die Miete nicht bezahlt hatte.چون اجاره را پرداخت نکرده بود، از آپارتمان بیرون انداخته شد.
  • Der Lehrer drohte den störenden Schülern mit Rauswurf.معلم به دانش‌آموزان مزاحم، تهدید به اخراج کرد.
  • Nach dem Streit gab es einen lauten Rauswurf.بعد از دعوا، یک بیرون انداختن پر سر و صدا رخ داد.