اسم
حوزه استحفاظی، منطقه، بخش
جملات نمونه برای Rayon:
Der Polizist bestreifte seinen ''Rayon.''
مامور پلیس حوزه استحفاظی خود را گشت میزد.
„Wer sich aus dem ''Rayon'' herauswagte, riskierte schwerste Strafen ...“
«هرکسی که جرات میکرد از منطقه خارج شود، شدیدترین مجازاتها را به جان میخرید...»