der Reaktionär
مرتجع، واپسگرا
Bedeutungen
1
شخصی که به شدت با تغییرات اجتماعی یا سیاسی مخالف است و خواهان بازگشت به وضعیت گذشته یا حفظ وضع موجود به شیوههای سنتی و محافظهکارانه است؛ مرتجع.
- Der reaktionäre Politiker lehnte alle Reformvorschläge ab.آن سیاستمدار مرتجع تمام پیشنهادات اصلاحی را رد کرد.
- Manche sehen in ihm einen reaktionären Denker.برخی او را یک متفکر واپسگرا میدانند.
- Die reaktionäre Gruppe versuchte, den Fortschritt aufzuhalten.گروه مرتجع تلاش کرد جلوی پیشرفت را بگیرد.