die Realitätsfremdheit

Aussprache: /realiˈtɛːtsˌfrɛmtˌhaɪ̯t/
Worttrennung: Re·a·li·täts·fremd·heit
اسم

غیرواقع‌گرایی، دور از واقعیت بودن

Bedeutungen

1

حالتی که در آن فرد یا چیزی با واقعیت موجود مطابقت ندارد یا از آن فاصله گرفته است؛ عدم درک یا پذیرش واقعیت.

  • Seine Pläne zeigten eine gewisse Realitätsfremdheit.برنامه‌های او مقداری غیرواقع‌گرایی را نشان می‌داد.
  • Die Realitätsfremdheit des Politikers wurde kritisiert.غیرواقع‌گرایی سیاستمدار مورد انتقاد قرار گرفت.
  • Manche Träume sind Ausdruck von Realitätsfremdheit.برخی رویاها بیانگر دور بودن از واقعیت هستند.