die Realitätsprüfung

Aussprache: /ʁealiˈtɛːt͡sˌpʁyːfʊŋ/
Worttrennung: Re·a·li·täts·prü·fung
اسم

واقعیت‌سنجی، آزمون واقعیت

Bedeutungen

1

فرآیند یا توانایی ارزیابی اینکه آیا یک فکر، باور یا وضعیت با واقعیت بیرونی مطابقت دارد یا خیر.

  • Nach dem Schock musste er erst eine Realitätsprüfung vornehmen.پس از شوک، او ابتدا مجبور شد یک آزمون واقعیت انجام دهد.
  • Die Therapie hilft Patienten, ihre Wahrnehmung zu schärfen und die Realitätsprüfung zu verbessern.این درمان به بیماران کمک می‌کند تا درک خود را تیزتر کرده و واقعیت‌سنجی را بهبود بخشند.
  • Bei Halluzinationen ist die Realitätsprüfung stark beeinträchtigt.در هنگام توهمات، آزمون واقعیت به شدت مختل می‌شود.