اسم
تلاش برای احیا، اقدام به بازگرداندن به زندگی
جملات نمونه برای Reanimationsversuch:
Nachdem die Rettungsschwimmerin den Mann aus dem Wasser gezogen hatte, startete sie einen ''Reanimationsversuch''.
پس از اینکه نجاتغریق مرد را از آب بیرون کشید، او یک ''تلاش احیا'' را آغاز کرد.
Trotz sofortiger ''Reanimationsversuche'' verstarb das Unfallopfer noch an der Unfallstelle.
با وجود ''تلاشهای فوری احیا''، قربانی حادثه در همان محل حادثه جان باخت.