die Rebellenführerin
رهبر زن شورشیان
Bedeutungen
1
فردی زن که رهبری یک گروه شورشی یا انقلابی را بر عهده دارد و فرماندهی عملیات آنها را بر عهده میگیرد.
- Die Rebellenführerin organisierte den Widerstand gegen die Besatzungsmacht.رهبر زن شورشیان، مقاومت در برابر نیروی اشغالگر را سازماندهی کرد.
- Sie wurde zur Rebellenführerin, nachdem ihr Bruder getötet wurde.او پس از کشته شدن برادرش، به رهبر زن شورشیان تبدیل شد.
- Die internationale Gemeinschaft beobachtete die Aktivitäten der Rebellenführerin genau.جامعه بینالمللی فعالیتهای رهبر زن شورشیان را به دقت زیر نظر داشت.