der Rebpfahl

Aussprache: /ˈreːpfaːl/
Worttrennung: Reb·pfahl
اسم

تیرک مو، پایه تاک

Bedeutungen

1

چوب یا ستون عمودی که برای نگهداری و هدایت رشد ساقه‌های تاک (انگور) در تاکستان استفاده می‌شود.

  • Jeder Rebpfahl muss stabil genug sein, um die Last der Trauben zu tragen.هر تیرک مو باید به اندازه کافی محکم باشد تا وزن خوشه‌ها را تحمل کند.
  • Im Frühling werden die Reben an den Rebpfahl gebunden.در بهار، ساقه‌های انگور را به تیرک مو می‌بندند.
  • Der Winzer überprüfte jeden Rebpfahl auf Schäden.شراب‌ساز هر پایه تاک را از نظر آسیب‌دیدگی بررسی کرد.