اسم
تحقیق کردن، پژوهش کردن
جملات نمونه برای Recherchieren:
„Harry hatte Winkler im Verdacht, dass er die Nachricht ein, zwei Tage lang hatte liegenlassen, um Zeit zum Nachdenken und ''Recherchieren'' zu haben.“
هری به وینکل مشکوک بود که خبر را یک یا دو روز مسکوت گذاشته تا وقت برای فکر کردن و تحقیق کردن داشته باشد.