der Rechtsausleger
(سیاست) فرد راستگرا/افراطی راست، (بوکس) بوکسوری که با دست چپ ضربه میزند
Beispiele
- So konnten selbst ''Rechtsausleger'' glauben, in der Partei richtig zu sein.بنابراین حتی راستگرایان افراطی نیز میتوانستند باور کنند که در حزب درست عمل میکنند.
- Krach um Koch: CDU''-Rechtsausleger'' provoziert seine Partei.درگیری بر سر کوخ: راستگرای افراطی CDU حزب خود را تحریک میکند.