die Regelung
تنظیم، مقررات، قانونگذاری
Bedeutungen
1
مجموعهای از قوانین، دستورالعملها یا مقررات که برای کنترل یا هدایت رفتار یا فرآیندها وضع شده است.
- Die neue Regelung zur Mülltrennung tritt nächste Woche in Kraft.مقررات جدید تفکیک زباله از هفته آینده اجرایی میشود.
- Es gibt eine klare Regelung für die Nutzung von Parkplätzen.قانون مشخصی برای استفاده از پارکینگها وجود دارد.
- Die Regelung des Verkehrs in der Innenstadt ist schwierig.تنظیم ترافیک در مرکز شهر دشوار است.
2
عمل تنظیم کردن یا مرتب کردن چیزی.
- Die Regelung der Heizung sorgt für eine angenehme Temperatur.تنظیم سیستم گرمایش دمای مطبوعی را فراهم میکند.
- Die genaue Regelung der Uhrzeit ist wichtig für das Experiment.تنظیم دقیق زمان برای آزمایش مهم است.
- Die Regelung der Saitenspannung beeinflusst den Klang der Gitarre.تنظیم کشش سیمها بر صدای گیتار تأثیر میگذارد.