die Regelung

Aussprache: /ˈreːɡəlʊŋ/
Worttrennung: Re·ge·lung
اسم

تنظیم، مقررات، قانون‌گذاری

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از قوانین، دستورالعمل‌ها یا مقررات که برای کنترل یا هدایت رفتار یا فرآیندها وضع شده است.

  • Die neue Regelung zur Mülltrennung tritt nächste Woche in Kraft.مقررات جدید تفکیک زباله از هفته آینده اجرایی می‌شود.
  • Es gibt eine klare Regelung für die Nutzung von Parkplätzen.قانون مشخصی برای استفاده از پارکینگ‌ها وجود دارد.
  • Die Regelung des Verkehrs in der Innenstadt ist schwierig.تنظیم ترافیک در مرکز شهر دشوار است.
2

عمل تنظیم کردن یا مرتب کردن چیزی.

  • Die Regelung der Heizung sorgt für eine angenehme Temperatur.تنظیم سیستم گرمایش دمای مطبوعی را فراهم می‌کند.
  • Die genaue Regelung der Uhrzeit ist wichtig für das Experiment.تنظیم دقیق زمان برای آزمایش مهم است.
  • Die Regelung der Saitenspannung beeinflusst den Klang der Gitarre.تنظیم کشش سیم‌ها بر صدای گیتار تأثیر می‌گذارد.