die Regierungskrise

Aussprache: /ʁeˈɡiːʁʊŋsˌkʁiːzə/
Worttrennung: Re·gie·rungs·kri·se
اسم

بحران دولتی، بحران حکومتی

Bedeutungen

1

دوره‌ای از بی‌ثباتی سیاسی یا عدم توانایی دولت در عملکرد مؤثر، که اغلب ناشی از اختلافات داخلی، رسوایی‌ها یا شکست در مدیریت بحران‌های دیگر است.

  • Die Regierungskrise führte zu vorgezogenen Neuwahlen.بحران دولتی منجر به انتخابات زودهنگام شد.
  • Die Koalition zerbrach und stürzte das Land in eine tiefe Regierungskrise.ائتلاف فروپاشید و کشور را در بحران عمیق دولتی فرو برد.
  • Die Medien berichteten intensiv über die aktuelle Regierungskrise.رسانه‌ها به شدت درباره بحران کنونی دولتی گزارش دادند.