die Regierungskrise
بحران دولتی، بحران حکومتی
Bedeutungen
1
دورهای از بیثباتی سیاسی یا عدم توانایی دولت در عملکرد مؤثر، که اغلب ناشی از اختلافات داخلی، رسواییها یا شکست در مدیریت بحرانهای دیگر است.
- Die Regierungskrise führte zu vorgezogenen Neuwahlen.بحران دولتی منجر به انتخابات زودهنگام شد.
- Die Koalition zerbrach und stürzte das Land in eine tiefe Regierungskrise.ائتلاف فروپاشید و کشور را در بحران عمیق دولتی فرو برد.
- Die Medien berichteten intensiv über die aktuelle Regierungskrise.رسانهها به شدت درباره بحران کنونی دولتی گزارش دادند.