اسم
واکنش عاطفی، حس ناگهانی، جنبش
جملات نمونه برای Regung:
In seinem Gesicht zeigte sich keinerlei ''Regung.''
هیچگونه واکنشی در چهرهاش دیده نشد.
„Sie hätte ihn gern gefragt, woher er dieses Geld hatte, aber in einer ''Regung'' von Scham zog sie es vor, zu schweigen.“
«او دوست داشت از او بپرسد این پول را از کجا آورده است، اما در یک حس ناگهانی از شرم، ترجیح داد سکوت کند.»