der Rehabilitand

Aussprache: /ˌreːhabiliˈtant/
Worttrennung: Re·ha·bi·li·tand
اسم

فرد در حال توانبخشی، بازپروری‌شونده

Bedeutungen

1

شخصی که تحت فرآیند توانبخشی یا بازپروری قرار دارد، معمولاً پس از یک بیماری، جراحت یا عمل جراحی، به منظور بازیابی توانایی‌های جسمی یا روانی.

  • Der Rehabilitand macht gute Fortschritte in der Physiotherapie.فرد در حال توانبخشی، پیشرفت خوبی در فیزیوتراپی دارد.
  • Die Klinik kümmert sich um das Wohlbefinden jedes Rehabilitanden.این کلینیک به رفاه حال هر فرد در حال بازپروری رسیدگی می‌کند.
  • Als Rehabilitand muss er Geduld haben, bis er wieder vollständig gesund ist.او به عنوان فردی که در حال توانبخشی است، باید صبور باشد تا زمانی که کاملاً بهبود یابد.