die Rehabilitandin
زن توانخواه، زنی که خدمات توانبخشی دریافت میکند
Bedeutungen
1
زنی که در حال گذراندن دوره توانبخشی پس از بیماری، جراحت یا عمل جراحی است تا تواناییهای از دست رفته خود را بازیابد.
- Die Rehabilitandin machte täglich Fortschritte in der Physiotherapie.زن توانخواه هر روز در فیزیوتراپی پیشرفت میکرد.
- Die Klinik ist auf die Betreuung von jungen Rehabilitandinnen spezialisiert.این کلینیک در مراقبت از زنان جوان توانخواه تخصص دارد.
- Als Rehabilitandin musste sie lernen, mit ihrer neuen Situation umzugehen.او به عنوان یک زن توانخواه مجبور بود یاد بگیرد با وضعیت جدید خود کنار بیاید.