die Rehabilitierung
اعاده حیثیت، توانبخشی، بازپروری
Bedeutungen
1
فرآیند بازگرداندن فرد به وضعیت سالم، عادی یا توانمند قبلی، چه از نظر جسمی، روانی یا اجتماعی، پس از بیماری، آسیب یا انحراف.
- Die Rehabilitierung nach dem Unfall dauerte mehrere Monate.توانبخشی پس از تصادف چندین ماه طول کشید.
- Er nimmt an einem Programm zur beruflichen Rehabilitierung teil.او در یک برنامه بازپروری شغلی شرکت میکند.
- Die Rehabilitierung von Straftätern ist ein wichtiger Teil des Justizsystems.بازپروری مجرمان بخش مهمی از سیستم قضایی است.