اسم
کلینیک توانبخشی
جملات نمونه برای Rehaklinik:
Sein Freund arbeitete schon lange in der ''Rehaklinik''.
دوستش مدت زیادی در کلینیک توانبخشی کار میکرد.
„Er leidet am sogenannten Burn-out-Syndrom und wird derzeit von der Öffentlichkeit abgeschottet in einer ''Rehaklinik'' stationär behandelt.“
«او از سندرم فرسودگی شغلی رنج میبرد و در حال حاضر در یک کلینیک توانبخشی به دور از انظار عمومی بستری است.»