die Reißbrettstadt
شهر برنامهریزی شده، شهر طراحی شده روی نقشه
Bedeutungen
1
شهری که طرح و ساختار آن از ابتدا بر اساس برنامهریزی دقیق و طراحی مهندسی (معمولاً روی میز نقشهکشی یا رایانه) صورت گرفته است، برخلاف شهرهای کهن که به تدریج و بدون طرح اولیه شکل گرفتهاند.
- Die Stadt wurde als Reißbrettstadt geplant, um das Bevölkerungswachstum zu bewältigen.این شهر به عنوان یک شهر برنامهریزی شده طراحی شد تا رشد جمعیت را مدیریت کند.
- Viele moderne Satellitenstädte sind im Grunde Reißbrettstädte.بسیاری از شهرهای اقماری مدرن اساساً شهرهای برنامهریزی شده هستند.
- Im Gegensatz zu historischen Städten ist diese Reißbrettstadt sehr geordnet.برخلاف شهرهای تاریخی، این شهر برنامهریزی شده بسیار منظم است.