das Reißzeug

Aussprache: /ˈʁaɪ̯sˌt͡sɔɪ̯k/
Worttrennung: Reiß·zeug
اسم

ابزار رسم (فنی)، جعبه پرگار

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از ابزارهای مورد نیاز برای رسم فنی، معمولاً شامل پرگار، خط‌کش، گونیا و غیره.

  • Der Architekt benutzte sein altes Reißzeug für die Detailzeichnungen.معمار از ابزار رسم فنی قدیمی خود برای نقشه‌های جزئی استفاده کرد.
  • Im Zeichenunterricht brauchten wir ein vollständiges Reißzeug.در کلاس طراحی، ما به یک جعبه پرگار کامل نیاز داشتیم.
  • Das Reißzeug enthielt verschiedene Zirkel und Stifte.ابزار رسم شامل پرگارها و مدادهای مختلفی بود.