der Reifenhändler
لاستیکفروش، فروشنده لاستیک
Bedeutungen
1
شخص یا شرکتی که لاستیکهای خودرو را به فروش میرساند.
- Ich muss bald zu einem Reifenhändler, um neue Sommerreifen zu kaufen.من باید به زودی به یک لاستیکفروش مراجعه کنم تا لاستیکهای تابستانی جدید بخرم.
- Der Reifenhändler empfahl mir ein bestimmtes Modell.لاستیکفروش یک مدل خاص را به من توصیه کرد.
- Viele Werkstätten arbeiten eng mit einem Reifenhändler zusammen.بسیاری از تعمیرگاهها از نزدیک با یک لاستیکفروش همکاری میکنند.