die Reinigungskraft
نیروی خدماتی، نظافتچی، مسئول نظافت
Bedeutungen
1
شخصی که مسئولیت تمیز کردن و نظافت یک مکان (مانند ساختمان، دفتر یا خانه) را بر عهده دارد.
- Die Reinigungskraft kommt zweimal pro Woche, um das Büro zu säubern.نیروی خدماتی دو بار در هفته برای تمیز کردن دفتر میآید.
- Wir suchen eine zuverlässige Reinigungskraft für unser Privathaus.ما به دنبال یک نیروی خدماتی قابل اعتماد برای خانه شخصی خود هستیم.
- Die Reinigungskraft hat die Fenster geputzt und den Boden gewischt.نظافتچی پنجرهها را شسته و زمین را تی کشیده است.