der Reisebüromitarbeiter
کارمند آژانس مسافرتی
Bedeutungen
1
مردی که در یک آژانس مسافرتی کار میکند و به مشتریان در برنامهریزی و رزرو سفرها، تعطیلات و پروازها کمک میکند.
- Der Reisebüromitarbeiter hat uns die besten Angebote für unseren Urlaub herausgesucht.کارمند آژانس مسافرتی بهترین پیشنهادات را برای تعطیلات ما پیدا کرد.
- Ein guter Reisebüromitarbeiter kennt viele Reiseziele.یک کارمند خوب آژانس مسافرتی بسیاری از مقاصد گردشگری را میشناسد.
- Ich habe den Reisebüromitarbeiter um Rat für meine nächste Reise gebeten.من از کارمند آژانس مسافرتی برای سفر بعدیام راهنمایی خواستم.