die Reisebüromitarbeiterin

Aussprache: /ˈʁaɪ̯zəbyˌʁoːmɪtʔaʁˌbaɪ̯tɛʁɪn/
Worttrennung: Rei·se·bü·ro·mit·a·r·bei·te·rin
اسم

کارمند زن آژانس مسافرتی

Bedeutungen

1

زنی که در یک آژانس مسافرتی کار می‌کند و به مشتریان در برنامه‌ریزی و رزرو سفرها، تعطیلات و پروازها کمک می‌کند.

  • Die Reisebüromitarbeiterin hat uns geholfen, eine passende Pauschalreise zu finden.کارمند زن آژانس مسافرتی به ما کمک کرد تا یک سفر پکیج مناسب پیدا کنیم.
  • Unsere Reisebüromitarbeiterin ist sehr freundlich und kompetent.کارمند زن آژانس مسافرتی ما بسیار صمیمی و شایسته است.
  • Die Reisebüromitarbeiterin gab uns wertvolle Tipps für unsere Städtereise.کارمند زن آژانس مسافرتی نکات ارزشمندی برای سفر شهری ما ارائه داد.