das Reisehandbuch

Aussprache: /ˈʁaɪ̯zəˌhantbuːx/
Worttrennung: Rei·sehand·buch
اسم

کتاب راهنمای سفر

Bedeutungen

1

کتابی که اطلاعات جامعی درباره یک مقصد خاص، شامل جاذبه‌های گردشگری، تاریخ، فرهنگ، نقشه، توصیه‌های اقامتی و غذایی، و نکات عملی برای مسافران ارائه می‌دهد.

  • Ich habe mir ein Reisehandbuch für Italien gekauft.من یک کتاب راهنمای سفر برای ایتالیا خریدم.
  • Das Reisehandbuch enthielt viele nützliche Tipps für unsere Reise.کتاب راهنمای سفر شامل نکات بسیار مفیدی برای سفر ما بود.
  • Sie blätterte in ihrem Reisehandbuch, um die beste Route zu finden.او در کتاب راهنمای سفر خود ورق زد تا بهترین مسیر را پیدا کند.