die Reisekrankheit

Aussprache: /ˈʁaɪ̯zəˌkʁankˌhaɪ̯t/
Worttrennung: Rei·se·krank·heit
اسم

بیماری سفر، بیماری حرکت

Bedeutungen

1

نوعی بیماری که در اثر حرکت مداوم وسایل نقلیه (مانند اتومبیل، قطار، هواپیما یا کشتی) ایجاد می‌شود و با علائمی چون تهوع، سرگیجه و استفراغ همراه است.

  • Viele Menschen leiden unter Reisekrankheit, besonders auf kurvigen Straßen.بسیاری از مردم از بیماری سفر رنج می‌برند، به خصوص در جاده‌های پر پیچ و خم.
  • Um die Reisekrankheit zu vermeiden, sollte man aus dem Fenster schauen und frische Luft atmen.برای جلوگیری از بیماری حرکت، باید از پنجره به بیرون نگاه کرد و هوای تازه تنفس کرد.
  • Der Arzt verschrieb ihm ein Medikament gegen die Reisekrankheit für die lange Schiffsreise.دکتر برای او دارویی علیه بیماری سفر برای سفر طولانی با کشتی تجویز کرد.