اسم
مسافر (مرد)، بازاریاب سیار
جملات نمونه برای Reisender:
Ich fragte den ''Reisenden'' nach seiner Heimat.
من از مسافر درباره وطنش پرسیدم.
„Einige ''Reisende'' verursachen — ganz nach Plan — größere Probleme.“
«برخی از مسافران — دقیقاً طبق برنامه — مشکلات بزرگتری ایجاد میکنند.»