der Reisepass

Aussprache: /ˈʁaɪ̯zəˌpas/
Worttrennung: Rei·se·pass
اسم

گذرنامه، پاسپورت

Bedeutungen

1

سند رسمی هویتی که توسط دولت برای شهروندان صادر می‌شود و اجازه خروج از کشور و ورود مجدد را می‌دهد.

  • Ich muss meinen Reisepass verlängern lassen, bevor ich in den Urlaub fahre.من باید قبل از رفتن به تعطیلات، گذرنامه‌ام را تمدید کنم.
  • Ohne gültigen Reisepass können Sie nicht ins Ausland reisen.بدون گذرنامه معتبر نمی‌توانید به خارج از کشور سفر کنید.
  • Bitte legen Sie Ihren Reisepass und Ihr Flugticket vor.لطفاً گذرنامه و بلیط هواپیمای خود را ارائه دهید.