der Reiseplan

Aussprache: /ˈʁaɪ̯zəplaːn/
Worttrennung: Rei·se·plan
اسم

برنامه سفر، طرح سفر

Bedeutungen

1

برنامه‌ریزی دقیق شامل مسیر، زمان‌بندی، محل اقامت و فعالیت‌های مورد نظر برای یک سفر.

  • Wir haben einen detaillierten Reiseplan für unsere zweiwöchige Tour durch Italien erstellt.ما یک برنامه سفر دقیق برای تور دو هفته‌ای خود در ایتالیا تهیه کرده‌ایم.
  • Der Reiseplan enthielt auch Zeit für spontane Ausflüge.برنامه سفر همچنین زمانی را برای گشت و گذارهای خودجوش در نظر گرفته بود.
  • Bitte senden Sie uns Ihren Reiseplan bis Ende der Woche.لطفاً برنامه سفر خود را تا پایان هفته برای ما ارسال کنید.