der Reisrest Aussprache:/ˈʁaɪ̯sˌʁɛst/Wortzerlegung:Reis·rest اسم باقیمانده برنج جملات نمونه برای Reisrest:„Alex sah in den Kühlschrank: Eier und ''Reisreste''.“"الکس به یخچال نگاه کرد: تخممرغ و باقیمانده برنج."