اسم
سوارکار؛ زبانه (در پرونده یا کامپیوتر)، وزنک تنظیم ترازو
جملات نمونه برای Reiter:
Der ''Reiter'' fiel vom Pferd, als dieses sich durch die laute Musik gestört fühlte.
وقتی اسب از صدای بلند موسیقی آشفته شد، سوارکار از روی آن افتاد.
„Und nun also haben die ''Reiter'' Stolp verlassen, blutjung, viel zu jung fürs Sterben.“
«و اکنون سوارکاران اشتولپ را ترک کردهاند، بسیار جوان، خیلی جوان برای مردن.»