der Reitersäbel

Aussprache: /ˈraɪ̯tɐˌzɛːbəl/
Worttrennung: Rei·ter·sä·bel
اسم

شمشیر سواره نظام، شمشیر سوارکار

Bedeutungen

1

نوعی شمشیر خمیده و نسبتاً بلند که به طور سنتی توسط سواره نظام برای حمله از اسب استفاده می‌شده است.

  • Der Offizier zog seinen glänzenden Reitersäbel.افسر شمشیر سواره نظام براق خود را کشید.
  • Im Museum wurde ein alter Reitersäbel ausgestellt.یک شمشیر سوارکار قدیمی در موزه به نمایش گذاشته شده بود.
  • Die Kavallerie schwang ihre Reitersäbel im Kampf.سواره نظام شمشیرهای سواره نظام خود را در نبرد به اهتزاز درآورد.