der Rekonvaleszent
شخص در حال دوران نقاهت
Bedeutungen
1
شخصی که در دوره بهبودی پس از یک بیماری یا جراحت قرار دارد و در حال بازیابی سلامتی خود است.
- Der Rekonvaleszent erholte sich langsam in einem Sanatorium.شخص در حال نقاهت به آرامی در یک آسایشگاه بهبود یافت.
- Als Rekonvaleszent braucht er viel Ruhe und gute Ernährung.به عنوان فردی در دوران نقاهت، او به استراحت زیاد و تغذیه خوب نیاز دارد.
- Die Ärzte hoffen, dass der Patient bald als Rekonvaleszent entlassen werden kann.پزشکان امیدوارند که بیمار به زودی به عنوان فردی در حال نقاهت مرخص شود.