die Reliefprägung
برجستهکاری، نقش برجسته، چاپ برجسته
Bedeutungen
1
فرآیند ایجاد یک طرح برجسته یا فرو رفته بر روی یک سطح، معمولاً با استفاده از فشار و قالب.
- Die Visitenkarten hatten eine edle Reliefprägung.کارت ویزیتها دارای نقش برجسته نفیسی بودند.
- Die Reliefprägung auf dem Buchcover macht es besonders ansprechend.چاپ برجسته روی جلد کتاب آن را بسیار جذاب میکند.
- Diese Technik der Reliefprägung wird oft für Urkunden verwendet.این تکنیک برجستهکاری اغلب برای گواهینامهها استفاده میشود.