die Renegatin
مرتد (زن)، از دین برگشته (زن)
Beispiele
- Ihr ist zu gute zu halten dass sie keine ''Renegatin'' ist, sondern immer an Hitler glaubte als an den Erlöser.به او باید حق داد که او یک مرتد نیست، بلکه همیشه به هیتلر به عنوان منجی ایمان داشت.
مرتد (زن)، از دین برگشته (زن)