اسم
دونده، اسب مسابقه، خودروی مسابقه، کالای پرفروش، چیز محبوب
جملات نمونه برای Renner:
Die englische Stute Maria war ein guter ''Renner,'' konnte aber kein Podiumplatz gewinnen.
مادیان انگلیسی ماریا یک دونده خوب بود، اما نتوانست جایگاهی روی سکو کسب کند.
Der italienische ''Renner'' meines Vaters hat mehrere hundert PS.
خودروی مسابقه ایتالیایی پدرم چندین صد اسب بخار قدرت دارد.
Zu Feiertagen sind Süßigkeiten oft ein ''Renner.''
در ایام تعطیلات، شیرینیجات اغلب یک کالای پرفروش هستند.