die Rennfahrerin
راننده مسابقه (زن)، ورزشکار زن مسابقهدهنده
Beispiele
- Das schlechte Wetter bereitete der ''Rennfahrerin'' Schwierigkeiten.آب و هوای بد برای راننده مسابقه زن مشکلاتی ایجاد کرد.
- Gemeinsam fuhren sie mit dem Sessellift zu einem Trainingshang, der den ''Rennfahrerinnen'' zum Aufwärmen dient.آنها با هم با تلهسیژ به یک شیب تمرینی رفتند که برای رانندگان مسابقه زن جهت گرم کردن استفاده میشد.