die Rentabilität

Aussprache: /ʁɛntabiliˈtɛːt/
Worttrennung: Ren·ta·bi·li·tät
اسم

سودآوری، صرفه اقتصادی

Bedeutungen

1

توانایی یا کیفیت سودآور بودن؛ میزان سود یا بازدهی یک سرمایه‌گذاری یا کسب و کار.

  • Die Rentabilität des Unternehmens hat sich im letzten Quartal verbessert.سودآوری شرکت در سه ماهه گذشته بهبود یافته است.
  • Investoren achten sehr auf die Rentabilität einer Anlage.سرمایه‌گذاران به سودآوری یک سرمایه‌گذاری توجه زیادی دارند.
  • Wir müssen die Rentabilität dieses Projekts genau prüfen.ما باید سودآوری این پروژه را به دقت بررسی کنیم.
2

میزان سود یا بازدهی اقتصادی که از یک فعالیت یا سرمایه‌گذاری حاصل می‌شود.

  • Die Rentabilität von erneuerbaren Energien steigt stetig.صرفه اقتصادی انرژی‌های تجدیدپذیر به طور مداوم در حال افزایش است.
  • Hohe Rentabilität ist das Ziel jeder Geschäftsstrategie.سودآوری بالا هدف هر استراتژی تجاری است.
  • Die Rentabilität der neuen Produktlinie übertrifft unsere Erwartungen.سودآوری خط تولید جدید از انتظارات ما فراتر رفته است.