der Rentierzüchter

Aussprache: /ˈreːntiːɐ̯ˌtsʏçtɐ/
Worttrennung: Ren·tier·züch·ter
اسم

گوزن شمالی‌دار، پرورش‌دهنده گوزن شمالی

Bedeutungen

1

شخصی که گوزن‌های شمالی را برای گوشت، پوست یا حمل و نقل پرورش می‌دهد.

  • Der Rentierzüchter lebt traditionell in Lappland.پرورش‌دهنده گوزن شمالی به طور سنتی در لاپلند زندگی می‌کند.
  • Er ist seit vielen Jahren als Rentierzüchter tätig.او سال‌هاست که به عنوان پرورش‌دهنده گوزن شمالی فعالیت می‌کند.
  • Die Gemeinschaft der Rentierzüchter pflegt alte Traditionen.جامعه پرورش‌دهندگان گوزن شمالی سنت‌های قدیمی را حفظ می‌کند.