اسم
نماینده مقیم، سرپرست، قیم
جملات نمونه برای Resident:
„Sie übten massiven diplomatischen Druck aus, setzten Raja Abdullah 1874 als neuen Sultan von Perak ein und stellten ihm einen ''Residenten'' an die Seite.“
«آنها فشارهای دیپلماتیک شدیدی وارد کردند، راجا عبدالله را در سال ۱۸۷۴ به عنوان سلطان جدید پراک منصوب کردند و یک 'نماینده مقیم' در کنار او قرار دادند.»