der Respizient Aussprache:/rɛspiˈtsi̯ɛnt/Wortzerlegung:Re·spi·zi·ent اسم گزارشدهنده، دریافتکننده (اطلاعات، ارث و غیره) جملات نمونه برای Respizient:„Nach der Verehelichung kam der Vater als ''Respizient'' zur Saline in Ebensee.“"پس از ازدواج، پدر به عنوان ""گزارشگر"" به معدن نمک در ابنسه آمد."