اسم
نجاتدهنده، منجی، امدادگر
جملات نمونه برای Retter:
Bei diesem Brand kamen die ''Retter'' leider zu spät.
در این آتشسوزی متأسفانه امدادگران خیلی دیر رسیدند.
„Alle diese abscheulichen Leute kritisierten und attackierten ihren Doktor, statt die Hand des ''Retters'' zu küssen.“
«تمام این آدمهای نفرتانگیز به جای اینکه دست نجاتدهنده را ببوسند، پزشک خود را نقد و مورد حمله قرار دادند.»