das Revers
برگردان یقه، یقه برگردان (قسمت برگردان جلوی کت یا ژاکت)
Beispiele
- Er steckte die Ehrennadel an das ''Revers.او نشان افتخار را به یقه برگردان خود زد.
- Beide, Peter Togel und Walter Janns, sprachen mit Kay Krause kein Wort, seit der in der Quarta damit begonnen hatte, ein kleines, offenbar gehämmertes Hakenkreuz aus Metall an sein ''Revers'' zu heften.هر دو، پیتر توگل و والتر یانس، از زمانی که کای کراوزه در کلاس چهارم شروع به چسباندن یک صلیب شکسته کوچک و ظاهراً چکشخورده فلزی به یقه برگردان خود کرده بود، با او حرفی نزده بودند.