der Riesenfall

Aussprache: /ˈʁiːzn̩ˌfal/
Worttrennung: Rie·sen·fall
اسم

پرونده عظیم، مورد بسیار بزرگ

Bedeutungen

1

یک پرونده، مورد یا وضعیت بسیار بزرگ، پیچیده یا مهم، به ویژه در زمینه حقوقی یا اداری.

  • Der Anwalt arbeitete an einem Riesenfall, der jahrelang dauerte.وکیل روی یک پرونده عظیم کار می‌کرد که سال‌ها طول کشید.
  • Die Zeitung berichtete über diesen Riesenfall von Korruption.روزنامه در مورد این پرونده عظیم فساد گزارش داد.
  • Es war ein Riesenfall für die Polizei, diesen Diebstahl aufzuklären.روشن کردن این سرقت یک مورد بسیار بزرگ برای پلیس بود.