die Riesenlüge

Aussprache: /ˈʁiːzn̩ˌlyːɡə/
Worttrennung: Rie·sen·lü·ge
اسم

دروغ شاخدار، دروغ بزرگ

Bedeutungen

1

دروغی بسیار بزرگ، آشکار و اغراق‌آمیز که به راحتی قابل تشخیص است.

  • Seine Behauptung, er könne fliegen, war eine absolute Riesenlüge.ادعای او مبنی بر اینکه می‌تواند پرواز کند، یک دروغ شاخدار مطلق بود.
  • Die Politikerin wurde der Riesenlüge überführt, als die Beweise ans Licht kamen.هنگامی که شواهد فاش شد، آن سیاستمدار به دروغ بزرگ متهم شد.
  • Es ist eine Riesenlüge zu behaupten, dass niemand von dem Skandal wusste.اینکه ادعا شود هیچ‌کس از رسوایی خبر نداشت، یک دروغ بزرگ است.