die Riesensauerei

Aussprache: /ˈʁiːzn̩zaʊ̯əˈʁaɪ̯/
Worttrennung: Rie·sen·sau·e·rei
اسم

کثافت‌کاری بزرگ، به‌هم‌ریختگی عظیم

Bedeutungen

1

یک وضعیت بسیار کثیف، نامرتب یا به‌هم‌ریخته، اغلب در مقیاس بزرگ یا به شکلی که باعث ناراحتی یا عصبانیت زیادی می‌شود.

  • Nach der Party war das ganze Haus eine Riesensauerei.بعد از مهمانی، کل خانه یک کثافت‌کاری بزرگ بود.
  • Die Kinder haben die Küche in eine Riesensauerei verwandelt.بچه‌ها آشپزخانه را به یک به‌هم‌ریختگی عظیم تبدیل کرده بودند.
  • Es ist eine Riesensauerei, dass die Müllabfuhr schon wieder nicht kam.اینکه دوباره رفتگرها نیامدند، یک وضعیت افتضاح است.