die Riesensauerei
کثافتکاری بزرگ، بههمریختگی عظیم
Bedeutungen
1
یک وضعیت بسیار کثیف، نامرتب یا بههمریخته، اغلب در مقیاس بزرگ یا به شکلی که باعث ناراحتی یا عصبانیت زیادی میشود.
- Nach der Party war das ganze Haus eine Riesensauerei.بعد از مهمانی، کل خانه یک کثافتکاری بزرگ بود.
- Die Kinder haben die Küche in eine Riesensauerei verwandelt.بچهها آشپزخانه را به یک بههمریختگی عظیم تبدیل کرده بودند.
- Es ist eine Riesensauerei, dass die Müllabfuhr schon wieder nicht kam.اینکه دوباره رفتگرها نیامدند، یک وضعیت افتضاح است.